یا باب الحوائج يا كاشف الكرب عن وجه الحسين اكشف كربى بحق اخيك الحسين عليه السلام
You are here:-انجمن ها-
Forums 2018-09-29T04:08:10+03:30
    • انجمن
    • موضوع‌ها
    • نوشته‌ها
    • آخرین نوشته
    • تفسیر قرآن کریم از دیدگاه شیعه

      تفسیر قرآن

      تفسیر از دانش‌های مرتبط با قرآن کریم است که تعریف‌های متعددی از آن ارائه شده، مانند «بيان معانى آيات قرآنى و كشف مقاصد و مداليل آن». واژه تفسیر همچنین برای اشاره به کتاب‌های حاوی تفسیر قرآن به کار می‌رود. [caption id="attachment_1021" align="alignleft" width="327"]تفسیر_ابن_عباس تفسیر ابن عباس[/caption]
      تفسیر قرآن از همان عصر نزول قرآن آغاز شده است. امام علی(ع) را می‌توان پس از پیامبر اکرم(ص) نخستین مُفسّر قرآن دانست که بسیاری از صحابه روایات تفسیری خود را از او نقل کرده‌اند. همچنین گروهی از صحابه همچون ابن عباس و ابی بن کعب، قرآن را تفسیر می‌کردند. پس از آنان، تابعین و تابع تابعین از ضرورت پرداختن به تفسیر غافل نشدند و آثاری تفسیری از خود به جای گذاشتند. در دوره‌های بعد، تفسیرها شکل فنی‌تری به خود گرفتند و تنوع تفاسیر، سبب پدیدآمدن روش‌های مختلف در تفسیر شد. از مهم‌ترین دسته‌بندی‌های که می‌توان در تفسیر نام برد، تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر روایی و تفسیر عقلی است. همچنین از مهم‌ترین روش‌ها می‌توان از این روش‌ها نام برد: روش موضوعی، ترتیبی، تاریخی و ... از مهم‌ترین تفاسیر شیعه می‌توان این تفاسیر را برشمرد: تفسیر قمی، تبیان، مجمع البیان، روض الجنان، تفسیر صافی، تفسیر المیزان.

      تعریف

      علامه طباطبائی دانش تفسیر را این چنین تعریف کرده است: «تفسير به معناى بيان معانى آيات قرآنى و كشف مقاصد و مداليل آن است». مهم‌ترین نکته در باب تفسیر عبارت از نقش این علم در پرده برداری از مدلول لفظ و بیان معانی است. در نتیجه، بیان معانی ظاهری لفظ که از ظاهر کلام به ذهن می‌رسد، تفسیر خوانده نمی‌شود و به تعبیر شهید صدر (م ۱۴۰۲ق): «‌پرده برداری و بیان در معنای تفسیر در جایی مطرح است که گزارش گر نوعی پنهان بودگی و پیچیدگی باشد تا از راه تفسیر کشف و زایل گردد. ولی در جایی که سخن با معانی ظاهری و زودرس روشن می‌شود و لفظ معنای آن را آگاهی می‌دهد، تفسیر نامیده نمی‌شود، زیرا از چیزی پنهان پرده برداری نکرده است». این تعریف برای محدودۀ تفسیر و میدان فعالیت این علم در فهم پیام قرآن بسیار مهم است، زیرا مشخص می‌کند کجا جای تفسیر و کجا جای برداشت از معنای ظاهری و ترجمان کلام است. سیوطی نیز در الاتقان این تعریف را ارائه کرده است: «‌تفسیر علمی است که از احوال قرآن از نظر دلالت بر مرادش متناسب با درک و فهم بشر بحث می‌کند».

      ضرورت تفسیر

      بایستگی تفسیر به ضرورت شناخت قرآن بازمی گردد. قرآن را باید شناخت و در زوایای آن کند و کاو کرد تا به ژرفا و درونمایه‌اش راه یافت و از رهنمودهایش پند گرفت. قرآن کریم در اهمیت تدبر و اندیشیدن در آیاتش سخن گفته است و مسلمانان را به مطالعه و تفکر در کلامش تشویق کرده است. در جایی می‌فرماید:  كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَ‌كٌ لِّيَدَّبَّرُ‌وا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ‌ أُولُو الْأَلْبَابِ (ترجمه: [اين‌] كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كرده‌ايم تا در [باره‌] آيات آن بينديشند، و خردمندان پند گيرند.)[ ص–۲۹]  از سوی دیگر، درست است که قرآن به زبان مردم نازل شده و کتابی مبین و آشکار است، اما به پیامبر گرامی دستور داده تا قرآن را شرح و توضیح دهد  وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ‌ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُ‌ونَ (ترجمه: و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم، تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى، و اميد كه آنان بينديشند.)[نحل–۴۴]  زیرا فهمیدن ظاهر معانی غیر از تفسیر است. هر کس عربی را به خوبی بداند، ظاهر معانی را در می‌یابد، اما به ژرفای آن جز با تلاش و کوشش و در اختیار داشتن ابزار و دانش‌های لازم نمی‌رسد. گذشته از این، اگر کسی با دقت به مطالب قرآن توجه نماید درمی یابد که قرآن ویژگی هایی مخصوص به خود دارد که ضرورت تفسیر را در هر عصر و زمانی ایجاب می‌کند. برخی از این ویژگی‌های بدین قرار است:
      1. معانی گوناگون: قرآن کریم معانی گوناگون دارد، ژرفناک و فراخناک است. امیرالمومنین(ع) می‌فرماید: و إنّ القرآن ظاهره انیق و باطنه عمیق لا تفنی عجائبه و لا تنقضی غرائبه‌ (ترجمه: ظاهر قرآن زیباست و باطنش ژرف و ناپیداست. عجایب آن سپری نگردد و غرایب آن به پایان نرسد.)
       
      1. بیان فشرده مسائل: در قرآن، مسائل بسیار فشرده و با اشاره بیان شده است. در بیان عقاید و احکام به گونه‌ای موجز مطالب را می‌آورد و از ذکر خصوصیات و جزئیات پرهیز می‌کند که حتماً نیاز به تفسیر دارد. نمونۀ روشن آن در احکام نماز، روزه، حج و ده‌ها عمل عبادی و غیرعبادی است.
      2. نزول تدریجی قرآن: قرآن در مدت ۲۳ سال نازل شده و شیوۀ آن به گونه‌ای است که مطالب در سوره‌های مختلف قرار می‌گیرد. از این روی در هر سوره نکته‌ای را بیان کرده که با کنار هم گذاشتن آن و پرده برداری از معانی می‌توان به درک کامل آن رسید.
      3. منشأ غیبی وحی: وحی گنجینۀ علم الاهی و نازل شده از عالم غیب و متعلق به جهانی است بی‌نهایت وسیع‌تر از عالم حس و مادیت. نکات غیبی و نامأنوس با طبیعت مادی بشری درقالب سخنان متعارف ریخته شده است. در قرآن حقایقی چون ملائکه، جهان آخرت، عالم غیب، صفات الاهی، حرکات تکوینی و معجزات مطرح شده است. مأنوس شدن با این معانی نیاز به مقدمات و توضیح و تفسیر دارد.

      در مسیحیت

      هرمنوتیک که در فرهنگ مسیحیت علم تفسیر متون مقدس و به طور خاص تورات و انجیل است، جایگاهی نزدیک به علم تفسیر در اسلام دارد. البته، بر خلاف تفسیر قرآن که هدف از آن کشف و پرده برداری از معنای کلام است، در مسیحیت جنبۀ ارشادی و نو به نو شدن مفاهیم کتاب مقدس، متناسب با نیازهای روز معنا شده، گر چه به معنای شرح و تعقیب و توضیح کلمات پیچیده به معنای ساده هم آمده است.  
      علم تفسیر
      تفسیرهای مهم
      شیعی: سنی:
      • تفسیر جامع البيان (طبری) — د. ۳۱۰ق.
      • المحرر الوجیز (ابن عطیه) — د. ۵۴۱ق.
      • تفسیر الجامع لأحكام القرآن (قرطبی) — د. ۶۷۱ق.
      • تفسير القرآن العظيم (ابن كثير) — د. ۷۷۴ق.
      • تفسیر جلالین (سیوطی) — د. ۸۶۴ق./۹۱۱ق.
      گرایش‌های تفسیری
      روش‌های تفسیری
      شیوه‌های نگارش تفسیر
      اصطلاحات علم تفسیر
       
    • 0
    • 0
    • بدون موضوع

    • شبهات اعتقادی و کلامی عصر حاضر

      علم کلام

      علم کلام که در ميان علوم اسلامي پيشينه‌اي طولاني دارد، با سه هدف عمده پايه‌گذاري شده است: تبيين عقايد ديني، استدلال و توجيه عقلي براي آن و دفاع از اين عقايد در برابر شبهه‌هاي مخالفان. گرچه اين اهداف کم و بيش در ساير علوم عقلي اسلامي نيز مورد توجه بوده است ولي تنها متکلمان اين مسائل را دغدغه خود قرار داده و مستقيماً در اين راه گام بر‌داشتند.

      در اهميت علم کلام همين بس که هيچ دين و مذهبي از آن بي‌نياز نيست؛ زيرا از سويي بايد مباني نظري دين استوار گردد و از سوي ديگر، شبهات منکران و مخالفان آن پاسخ داده شود؛ همچنين، پيوسته براي کساني که ذهن کنجکاوي دارند درباره دين و مذهبي که بدان باور دارند، پرسش‌هايي مطرح مي‌گردد، که پاسخ‌گويي به آنها را نيز علم کلام بايد به دوش بکشد؛ ازهمين‌روست که يکي از دلايل نام‌گذاري علم کلام را قدرت بر تکلم دانسته‌اند.

      چنين دانشي که رسالت آن تبيين و تثبيت عقايد ديني و مذهبي است، با توجه به گستردگي شيوة بحث در آن و نيز توانايي آن در حلّ شبهات اعتقادي، لازم است بيشتر مورد توجه باشد به ويژه در عصر حاضر که تلاش‌هاي گسترده‌اي عليه مباني و عقايد اسلامي صورت مي‌گيرد و شبهات گوناگوني درباره موضوعات اعتقادي اسلامي حتي از سوي کساني که به ظاهر خود را معتقد به اسلام معرفي مي‌کنند، مطرح مي‌گردد، به گونه‌اي که تمام موضوعات اعتقادي مورد هجمه دين‌ستيزان قرار گرفته است.

    • 0
    • 0
    • بدون موضوع

    • فلسفه اسلامی

      فلسفه اسلامی

      فلسفه اسلامی، علمی که مسائل کلی هستی، معرفت، نفس، خدا و دین‌ را بررسی می‌کند. خاستگاه این دانش، یونان باستان است. الکِندی نخستین فیلسوف مسلمان و فارابی مؤسس فلسفه اسلامی است. در فلسفه اسلامی، سه مکتب مهم وجود داشته است که عبارتند از: مکتب مَشّاء، مکتب اِشراق و حکمت مُتعالیه.
      فارابی، ابن سینا، سهروردی، ابن رشد، میرداماد و ملاصدرا، مهم‌ترین فیلسوفان مسلمان‌اند. کتاب‌های اشارات و تنبیهات، شِفاء، حکمة الإشراق، قَبَسات، اَسفار اَربعه،الشواهد الربوبیة و نهایة الحکمة، برجسته‌ترین متون فلسفه اسلامی است. فلسفه، در جهان اسلام با مخالفت‌هایی روبرو بوده است. برخی از مخالفان فلسفه اسلامی، آن را شامل مطالب کفرآمیز می‌دانند؛ برخی نیز فلسفه را مانند دیگر دانش‌ها سودمند می‌دانند؛ اما بر این باورند که فلسفه در معرفت دینی ما مؤثر نیست و نباید متون مقدس دینی را با مبانی فیلسوفان، تفسیر کرد. مکتب تفکیک، از مشهورترین مکاتب فکری شیعیِ مخالف با فلسفه است.

      چیستی

      فلسفه اسلامی، علمی است که با روش عقلی و برهانی، درباره مسائل کلی هستی مانند وجود و ماهیت و علیت و همچنین درباره معرفت، نفس، خدا و دین‌ بحث می‌کند. منظور فیلسوفان از روش عقلی و برهانی این است که مسائل فلسفی با استدلال‌هایی اثبات می‌شوند که مبتنی بر بدیهیات عقلی‌اند.

      مسائل

      مسائل فلسفه اسلامی را به پنج بخش کلی تقسیم کرده‌اند:
      • امور عام یا الهیات بالمعنی الاعم: احوال کلی وجود، وجود مستقل و رابط، وجود ذهنی، مواد ثُلاث، جعل، ماهیت، وحدت و کثرت، علیت، قوه و فعل، ثُبات و سَیَلان، علم و عالِم و معلوم و مَقولات عشر؛
      • خداشناسی یا الهیات بالمعنی الاخص: اثبات ذات خدا، توحید، مباحث کلی صفات، اثبات صفات خدا مانند علم و قدرت و حیات و اراده و کلام و سمع و بصر و مسائل ناشی از هر یک از صفات، مانند قضا و قدرو لوح و قلم و عرش و کرسی و جبر و تفویض و نبز مباحث مربوط به افعال خدا مانند اثبات عوالم مجرد، حل مشکل شُرور، دوام فیض و حدوث عالم؛
      • علم النفس: تعریف نفس، اثبات وجود نفس، اثبات جوهریت نفس، اثبات تجرد نفس، حدوث یا قدم نفس، قوای نفس و شئون آن، چگونگی ارتباط قوای نفس با نفس و بقای نفس پس از مرگ؛
      • معرفت شناسی: این بخش شامل مباحثی است که بیشتر در کتاب‌های برهان، به صورت پراکنده مطرح‌اند و در فلسفه اسلامی، بخشی مستقل، به آن اختصاص نیافته است؛
      • دین شناسی فلسفی: حقیقت مرگ، بطلان تناسخ، اثبات معاد، عالم برزخ یا مثال منفصل، حقیقت حشر، حقیقت قیامت، حقیقت میزان و حساب، حقیقت سعادت و شقاوت، حقیقت بهشت و جهنم، حقیقت وحی، لزوم وحی، مسئله نبوّت و معاد جسمانی.

      مکتب‌های فلسفی جهان اسلام

      فلسفه مَشّاء، فلسفه اِشراق و حکمت مُتعالیه، سه مکتب فلسفی مهم در جهان اسلام‌اند. فلسفه مشاء، نخستین مکتب فلسفه اسلامی، تحت تأثیر ارسطو، روشی کاملا استدلالی دارد. ابن‌سینا را برجسته‌ترین فیلسوف مشاء می‌دانند. برخلاف این مکتب فلسفی، فلسفه اشراق بر شهود درونی و سیر و سلوک، تأکید می‌کند. مؤسس فلسفه اشراق، شهاب الدین سهروردی است. حکمت متعالیه، نام نظام فلسفی‌ای است که ملاصدرا بنا کرد. او با ترکیب سه روش‌ عقلی و نقلی و شهودی، تلاش کرد مکتب فلسفی جدیدی ارائه دهد که ضعف‌های مکتب‌های فلسفی پیشین را نداشته باشد. در حکمت متعالیه، سه‌ منبع معرفت، یعنی وحی و عقل و شهود معنوی یا مکاشفۀ عرفانی، به هم پیوند خورده‌اند.
    • 0
    • 0
    • بدون موضوع

    • مباحث فقهی شیعه

      فقه شیعه

      ابوابِ فقه دسته‌بندی احکام فقهی شیعه مرتبط با هریک از واجبات و محرمات عملی اسلام است. دسته‌بندی‌های ارائه شده برای مسائل فقهی، بیشتر بر اساس سلیقه است. بر اساس دسته‌بندی محقق حلی در شرایع الاسلام، ابواب فقهی از طهارت تا دیات را در برمی‌گیرد و به ۵۲ باب می‌رسد. این دسته بندی بعد از محقق حلی نیز تقریبا مورد قبول فقها قرار گرفت و حتی رساله‌های عملیه بر همین اساس می‌باشد.

      باب‌بندی رایج در آثار فقهی

      ۵۲ باب فقهی بر اساس ترتیب کتاب شرائع الاسلام در یک دسته‌بندی کلی چهارگانه جای گرفته و عبارتند از:

      عبادات

      عبادات مربوط به آن دسته از اعمالی است که به قصد به دست‌آوردن منفعت یا دفع کردن ضرر اخروی باشد. این مسائل در ۱۰ باب ارائه شده است که عبارتند از:
      1. کتاب طهارت
      2. کتاب صلاة
      3. کتاب صوم
      4. کتاب اعتکاف
      5. کتاب زکات
      6. کتاب خمس
      7. کتاب حج
      8. کتاب عمره
      9. کتاب جهاد
      10. کتاب امر به معروف و نهی از منکر

      عقود

      عقود؛ قراردادهایی است که تحقّق آن‌ها احتیاج به دو طرف دارد. این دسته از احکام، شامل هفده کتاب است که برخی از آنها عبارتند از:
      1. کتاب تجارت
      2. کتاب رهن
      3. کتاب مفلّس
      4. کتاب حجر
      5. کتاب ضمان
      6. کتاب صلح
      7. کتاب مضاربه
      8. کتاب مزارعه و مساقات
      9. کتاب ودیعه
      10. کتاب عاریه
      11. کتاب اجاره
      12. کتاب وکالت
      13. کتاب وقوف و صدقات
      14. کتاب هبات
      15. کتاب سبق و رمایه
      16. کتاب وصایا
      17. کتاب نکاح

      ایقاعات

      ایقاعات، قراردادهایی یک طرفه است که تحقق آنها احتیاج به یک طرف دارد و شامل ۱۱ باب است:
      1. کتاب طلاق
      2. کتاب خلع و مباراة
      3. کتاب ظهار. احکام «کفارات» به عنوان «لواحق» این کتاب آورده شده است.
      4. کتاب ایلاء
      5. کتاب لعان
      6. کتاب عتق
      7. کتاب تدبیر و مکاتبه و استیلاد
      8. کتاب اقرار
      9. کتاب جعاله
      10. کتاب اَیمان
      11. کتاب نذر

      احکام

      احکام، که منظور، چیزهایی است که نه عبادت است و نه نیازی به قرارداد و صیغه دارد، بلکه حکم خدا در این موارد، بدون نیاز به اجرای صیغه جریان می‌یابد. این دسته از مسائل فقهی در ۱۲ باب ارائه شده است:
      1. کتاب صید و ذباحه
      2. کتاب اطعمه و اشربه
      3. کتاب غصب
      4. کتاب شفعه
      5. کتاب احیاء موات
      6. کتاب لقطه
      7. کتاب فرائض
      8. کتاب قضاء
      9. کتاب شهادات
      10. کتاب حدود و تعزیرات
      11. کتاب قصاص
      12. کتاب دیات
    • 0
    • 0
    • بدون موضوع

    • مهدویت ( مباحث ظهور حضرت مهدی عج )

      مهدویت

      مهدویت، موعود باوری به معنای اعتقاد به یک نجات بخش است که در آخرالزمان برای نجات و رهایی انسان‌ها و برقراری صلح و عدالت خواهد آمد. در ادیان و ملل مختلف، اعتقاد به منجی وجود دارد. منجی موعود و نجاتبخش در اقوام و ملل با آیین‌ها و فرهنگ‌های کاملاً متفاوت، به اَشکال و صور گوناگون و متنوعی مطرح شده است؛ اما همه تقریباً در یک نکته متفق‌القول‌اند که نجات بخشی خواهد آمد. در میان این گروه‌ها، شیعه، معتقد به ظهور حضرت مهدی(ع) است.

      مفهوم شناسی

      «مَهدَویت» واژه‌ای عربی و از ریشه «مهدی» است که از اضافه شدن «ت» به «مَهدَوی» ساخته شده. مهدوی به معنای مربوط‌ بودن به مهدی است، مانند واژه عَلَوی و حَسَنی. «ت» در واژه «مهدویت»، تای تأنیث است و به واسطه حذف شدنِ موصوف آمده است؛ یعنی در اصل «طریقة مهدویة» یا مانند آن بوده است.  
    • 0
    • 0
    • بدون موضوع